تبلیغات

Download

باید شروع کرد - حسرت
 
درباره وبلاگ


و خداوند عشق را آفرید...
رودها در جاری شدن،
و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می كنند؛
كوه ها با قله ها،
و دریا ها با موج ها زندگی پیدا می كنند؛
و همه انسان ها با ع ش ق ...
فقط با عشق
پس بار خدایا!
بر من رحم كن؛
بر من كه می دانم ناتوانم رحم كن؛
باشد كه خانه ای نداشته باشم،
باشد كه لباس فاخری بر تن نداشته باشم،
باشد كه حتی دست وپایی نداشته باشم!
اما
نباشد...
هرگز نباشد...
كه در قلبم عشق نباشد...
هرگز نباشد...

*******
باید شروع کرد...
برای پیشرفت اسلام، تبلیغ اسلام و ظهور آقا امام زمان(عج) باید شروع کرد... از همین حالا... با هر ایده وکاری... نباید دست رو دست گذاشت... باید شروع کرد... برای زندگی بهتر، توکلی استوار تر و آخرت سعادت مندتر...
یا علی

مدیر وبلاگ : علی فرخی
نویسندگان
نظرسنجی
وبلاگو در کل چطور ارزیابی می کنید؟








جستجو


.

.

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :





Powered by WebGozar

باید شروع کرد
آنکه با نامش جهان آغاز شد××دفتر من هم به نامش باز شد




حسرت

۱سال، 2 سال، 10 سال، 20 سال، 30 سال، بعد از 30 سال بالاخره من را از لابه لای کشو پیدا کردند وخاکی را که رویم جمع شده بود را با دستمالی پاک کردند. خوشحال بودم که بعد از سی سال از به وجود آمدنم مورد استفاده قرار میگیرم.

بعد از تمیز کردنم یاسر پسر بزرگ خانواده داد زد: محمد زود باش نوار رو بیار، داره آبرومون میره.

محمد هم با چشمی اشک آلود دوید و سریع من را به سمت یاسر پرت کرد.

یاسر هم مرا داخل ضبط صوت گذاشت و دکمه پخش را زد و صدای قرآنی فضای آنجا را پر کرد.

من که هنوز نمیدانستم قضیه از چه قرار است وقتی چشمهای نمناک و لباس مشکی اطرافیان را دیدم تازه دوزاریم افتاد و فهمیدم که کسی فوت کرده و الان ختم پدر آن خانواده است.

ناراحت بودم، نه از اینکه پدر این خانواده فوت کرده است، بلکه چرا بعد از 30 سال تازه دارند از من استفاده می کندد.

با این موضوع با هزار زحمت کنار آمدم ولی چیزی که مرا بیشتر عصبانی میکرد این بود که چرا کسی به قرآنی که من وسیله پخشش بودم توجهی نمیکرد و هر کسی کار خودش را انجام میداد.

دقت کردم که آیا کسی به این آیات قرآن توجه میکند؟ دیدم نه! انگار صدای قرآن آهنگ غم انگیزی است که طبق عرف و عادت باید در این مراسم پخش شود.

یک لحظه احساس کردم مردی میانسال در میان جمعیت به قرآن گوش میدهد و بلند بلند گریه میکند.خوشحال شدم که بالاخرا یک نفر در این مجلس پیدا شد که به سخن خدا گوش دهد.

خوشحالیم دوامی نداشت چرا که بعد از دیدن عکس آن مرحوم متوجه شدم آن مرد میانسال روح همان مرحوم است که فقط من او را میدیدم!

فریاد آن مرحوم هر لحظه بلندتر میشد..

ناراحت بودم که چرا او مرده و تازه دارد معنی این آیه را میفهمد:

کل نفس ذائقة الموت ثم إلینا ترجعون»

ِهر انسانی مرگ را می چشد، سپس به سوی ما باز
می گردید. (سوره عنکبوت، آیه 57).

اما افسوس که دیگر حسرت فایده ای ندارد

.........................................................................................................................................

*ای کاش قرآن را در تمام لحظات عمرمان جاری کنیم

*ای کاش قرآن خواندمان فقط در ماه مبارک رمضان پر رنگ نباشد بلکه در تمام ایام سال با قرآن مانوس باشیم

*ای کاش قرآن را فقط برای ثواب(پاداش) نخوانیم، بلکه برای صواب(معرفت) بخواینم.

*ای کاش به جای آنکه قرآن را زیاد بخوانیم و هیچ نفهمیم ،کم بخوانیم ولی با ترجه و تفسیر و تدبر بخونیم

منبع:http://www.bayadkarikard.blogfa.com





نوع مطلب : مذهبی، جالب و خواندنی، 
برچسب ها :


دوشنبه 28 شهریور 1390 :: نویسنده : علی فرخی