تبلیغات

Download

باید شروع کرد - او که جز من کسی را ندارد
 
درباره وبلاگ


و خداوند عشق را آفرید...
رودها در جاری شدن،
و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می كنند؛
كوه ها با قله ها،
و دریا ها با موج ها زندگی پیدا می كنند؛
و همه انسان ها با ع ش ق ...
فقط با عشق
پس بار خدایا!
بر من رحم كن؛
بر من كه می دانم ناتوانم رحم كن؛
باشد كه خانه ای نداشته باشم،
باشد كه لباس فاخری بر تن نداشته باشم،
باشد كه حتی دست وپایی نداشته باشم!
اما
نباشد...
هرگز نباشد...
كه در قلبم عشق نباشد...
هرگز نباشد...

*******
باید شروع کرد...
برای پیشرفت اسلام، تبلیغ اسلام و ظهور آقا امام زمان(عج) باید شروع کرد... از همین حالا... با هر ایده وکاری... نباید دست رو دست گذاشت... باید شروع کرد... برای زندگی بهتر، توکلی استوار تر و آخرت سعادت مندتر...
یا علی

مدیر وبلاگ : علی فرخی
نویسندگان
نظرسنجی
وبلاگو در کل چطور ارزیابی می کنید؟








جستجو


.

.

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :





Powered by WebGozar

باید شروع کرد
آنکه با نامش جهان آغاز شد××دفتر من هم به نامش باز شد




خدا به بنده گفت : بنده من یازده رکعت نماز شب بخوان .

بنده به خدا می گه :خدایا آخه من ...خسته ام  نمی تونم .

خدا: عیبی ندارد. دو رکعت نماز «شفع» و یک رکعت نماز «وتر» بخوان .

بنده: خدایا حال ندارم. برایم مشکله نیمه شب بیدارشم .

خدا: بنده من قبل از خواب این سه رکعت رو بخوان .  

بنده: خدایا سه رکعت زیاده.

خدا: بنده من فقط یک رکعت نماز «وتر» بخوان.

بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام  راه دیگه ای نداره ؟

خدا: بنده من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان فقط بگو: یا الله

بنده: خدایا من توی رختخوابم.اگر بلند شم خواب از سرم می پره.

خدا: بنده من همان جا که دراز کشیده ای بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرده  من نمی تونم دستام رو از زیر پتو بیرون بیارم  سردم میشه.

خدا: پس توی دلت بگو یا الله .ما نماز شب برات حساب می کنیم .

                                     *بنده اعتنا نمی کنه و می خوابه .

خدا به ملائکه می گه: ملائکه من ببینید من چقدر ساده گرفتم اما او خوابید...چیزی به اذان صبح نمانده. بنده من رو بیدار کنید. دلم برایش تنگ شده امشب با من حرف نزده .

ملائکه به خدا می گن: خداوندا او رو بیدار کردیم. اما او باز خوابید .

خدا به ملائکه می گه: ملائکه من در گوشش بگید خداوند منتظر توست. شاید بیدار شود.

ملائکه: پروردگارا  بازهم بیدار نمی شه.

                                                   * اذان صبح را می گویند

این بار خدا خودش به  بنده می گه: بنده ی من هنگام اذان هم بیدار نشدی. نزدیک  طلوع خورشیداست . بیدار شو  وبا من حرف بزن .نگذار نماز صبحت قضا شود .

                                                *خورشید از مشرق طلوع کرد

ملائکه به خدا می گن :خداوندا  نمی‌خواهی با او قهر می کنی ؟

خداوند به ملائکه می گه:او که جز من کسی را ندارد. شاید توبه کند ....

 ببین خدا چقدر به ما مشتاقه! ما با اینکه به او محتاجیم ولی .....

منبع: http://fatimapic64.blogsky.com





نوع مطلب : مذهبی، جالب و خواندنی، 
برچسب ها :


سه شنبه 1 شهریور 1390 :: نویسنده : علی فرخی