تبلیغات

Download

باید شروع کرد - شیطان در اتوبوس1
 
درباره وبلاگ


و خداوند عشق را آفرید...
رودها در جاری شدن،
و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می كنند؛
كوه ها با قله ها،
و دریا ها با موج ها زندگی پیدا می كنند؛
و همه انسان ها با ع ش ق ...
فقط با عشق
پس بار خدایا!
بر من رحم كن؛
بر من كه می دانم ناتوانم رحم كن؛
باشد كه خانه ای نداشته باشم،
باشد كه لباس فاخری بر تن نداشته باشم،
باشد كه حتی دست وپایی نداشته باشم!
اما
نباشد...
هرگز نباشد...
كه در قلبم عشق نباشد...
هرگز نباشد...

*******
باید شروع کرد...
برای پیشرفت اسلام، تبلیغ اسلام و ظهور آقا امام زمان(عج) باید شروع کرد... از همین حالا... با هر ایده وکاری... نباید دست رو دست گذاشت... باید شروع کرد... برای زندگی بهتر، توکلی استوار تر و آخرت سعادت مندتر...
یا علی

مدیر وبلاگ : علی فرخی
نویسندگان
نظرسنجی
وبلاگو در کل چطور ارزیابی می کنید؟








جستجو


.

.

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :





Powered by WebGozar

باید شروع کرد
آنکه با نامش جهان آغاز شد××دفتر من هم به نامش باز شد




شیطان در اتوبوس

 

 

علی پسر۲۳ ساله ای است . تو این هفته که نزدیکای ماه رمضون شده خیلی داره لج منو در میاره. همش می خواد رو خودش مراقبت کنه. به خودش قول داده تمام نمازاشو اول وقت بخونه، ولی کور خونده من نمیزارم.

 امروز که سوار اتوبوس شده بود وسطای راه صدای اذان رو شنید با اینکه میخواست زودتر برسه خونه تا سریال مورد علاقشو ببینه،ولی روی من رو زمین زد و از اتوبوس پیاده شد و به مسجدی که در آن حوالی بود رفت و نمازش را خواند..

لجم رو درآورده بود. در این نبرد علی پیروز شد. ولی من باید انتقامم را بگیرم..

علی وقتی از مسجد برگشت دوباره در ایستگاه منتظر موند تا سوار اتوبوس بشه. وقتی داخل اتوبوس شد آرام تو  گوشش گفتم: قبول باشه علی آقا، آفرین ...تو خیلی آدم خوبی هستی...ببین بین این همه جماعتی که تو اتوبوس بودن، فقط تو بودی که موقع شنیدن صدای اذان از اتوبوس پیاده شدی و نمازت رو خوندی، تو از همه این ها بهتری...

در همین صحبت ها بودم که دیدم آرام آرام حرفم به دلش نشستو حرفم را قبول کرد.

آری من پیروز شدم. تمام عبادتش را به یکباره آتش زدم..

برات کربلایی را که خدا به خاطر نماز اول وقتش نصیبش کرده بود رو با این غرورش به باد دادم...

خدا کنه که توبه نکنه که بدبخت میشم...

‏((اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ))

(خدایا ببخش آن گناهانى را که در نعمتت را به روى من مى‏بندد)
بخشی ازدعای كمیل

ادامه دارد...

منبع:http://bayadkarikard.blogfa.com





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : هفتادسال عبادت یک شب به باد می ره...،


شنبه 22 مرداد 1390 :: نویسنده : علی فرخی