تبلیغات

Download

باید شروع کرد
 
درباره وبلاگ


و خداوند عشق را آفرید...
رودها در جاری شدن،
و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می كنند؛
كوه ها با قله ها،
و دریا ها با موج ها زندگی پیدا می كنند؛
و همه انسان ها با ع ش ق ...
فقط با عشق
پس بار خدایا!
بر من رحم كن؛
بر من كه می دانم ناتوانم رحم كن؛
باشد كه خانه ای نداشته باشم،
باشد كه لباس فاخری بر تن نداشته باشم،
باشد كه حتی دست وپایی نداشته باشم!
اما
نباشد...
هرگز نباشد...
كه در قلبم عشق نباشد...
هرگز نباشد...

*******
باید شروع کرد...
برای پیشرفت اسلام، تبلیغ اسلام و ظهور آقا امام زمان(عج) باید شروع کرد... از همین حالا... با هر ایده وکاری... نباید دست رو دست گذاشت... باید شروع کرد... برای زندگی بهتر، توکلی استوار تر و آخرت سعادت مندتر...
یا علی

مدیر وبلاگ : علی فرخی
نویسندگان
نظرسنجی
وبلاگو در کل چطور ارزیابی می کنید؟








جستجو


.

.

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :





Powered by WebGozar

باید شروع کرد
آنکه با نامش جهان آغاز شد××دفتر من هم به نامش باز شد




سلام!
بنابر دلایلی یه مدت نسبتا طولانی سعادت نداشتیم در رکاب دوستان باشیم.امیدوارم که حال همتون خوب باشه.اگه بتونم بازم آپ میکنم اما از دوستان عزیزتر از جانم طلب حلالیت دارم.اگه بدی ازما دیدین به بزرگواری خودتون ببخشید.امیدوارم خدا رو هیچ وقت فراموش نکنید و در تمام مراحل زندگیتون موفق باشید.
شاید آخرین پست باشه شاید هم نباشه.
به امید دیدار ،
یاعلی مدد




نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : علی فرخی

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها در رابطه به موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردندو وقتی به موضوع خدا رسید، آرایشگر گفت : “من باور نمیکنم خدا هم وجود داشته باشد” . مشتری پرسید:  “چرا باور نمیکنی؟” آرایشگر جواب داد: “کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد، به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می‌شدند؟ بچه‌های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود میداشت نباید درد و رنجی وجود داشت. نمیتوانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه میداد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.”
مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد. چون نمیخواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت.

به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “میدانی چیست! به نظر من آرایشگر‌ها هم وجود ندارند! ” آرایشگر گفت: “چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم. ”مشتری با اعتراض گفت: ” نه. آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند. هیچکس مثل مردی که بیرون است. با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمیشد .” آرایشگر :  “نه بابا ! آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.

”مشتری تائید کرد: “دقیقاً نکته همین است،

خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمیگردند، برای همین است که این همه درد و رنج در دنبا وجود دارد!”

منبع:http://afshin8.blogfa.com





نوع مطلب : مذهبی، جالب و خواندنی، 
برچسب ها :


پنجشنبه 7 مهر 1390 :: نویسنده : علی فرخی
سالروز شهادت امام صادق (ع)تسلیت باد
 
ای پرچمدار شیعه و رئیس مذهب جعفری، ای بلند اختر! در شب هجران تو، عالم دگرگون شده است. ای ششمین نور سرمدی، تاریخ از كدام مصیبت تو شكوه كند، آری تاریخ، شرمنده از حكایت غربت توست.
 
مردی خدمت امام صادق - علیه السلام - عرض كرد ، الله اكبر ( خدا بزرگتر است ) فرمود ، خدا از چه بزرگتر است ؟ عرض كرد : از همه چیز ، فرمود : خدا را محدود ساختی ، عرض كرد : پس چه بگویم ؟ فرمود : بگو خدا بزرگتر از آن است كه وصف شود.
 

شهادت امام صادق علیه السلام، مرد آسمانی مدینه، چشمه جود و سخاوت، كوه حلم و بردباری، تجسم اخلاص و صبر و دریای عمیق علوم لدنی بر پیروان آن حضرت تسلیت باد!

********************************************

...


ادامه مطلب


نوع مطلب : مذهبی، مناسبت، 
برچسب ها :


شنبه 2 مهر 1390 :: نویسنده : علی فرخی

مناظره با شیطان

 

به شیطان گفتم :"لعنت بر شیطان"!

لبخند زد.

پرسیدم :چرا می خندی؟

پاسخ داد : از حماقت تو  خنده ام می گیرد.

پرسیدم: مگر چه کرده ام؟

گفت : مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام.

با تعجب پرسیدم:پس چرا زمین می خورم؟

جواب داد:نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای.

نفس تو هنوز وحشی است،تو را زمین می زند.

پرسیدم:پس تو چه کاره ای؟

پاسخ داد:هروقت سواری آموختی،برای رم دادن اسب تو خواهم آمد.

منبع:http://satanism2011.blogfa.com





نوع مطلب : جالب و خواندنی، مذهبی، 
برچسب ها :


شنبه 2 مهر 1390 :: نویسنده : علی فرخی
تأثیر سجده در نماز بر سلامتی
 

بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌های علمی، سجده کردن انسان را از بیماری‌های روحی، جسمی و هم‌چنین سرطان حفظ می‌کند.
به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پروفسور محمد ضیاءالدین حامد از اساتید علوم بیولوژیک و از مسوولان پژوهشگاه مرکز تکنولوژی قاهره با اعلام این خبر اظهار داشت: در قرن حاضر که انسان از هر جهت در معرض الکترومغناطیس‌ها قرار دارد و هم‌چنین نیاز انسان به تخلیه اشعه‌های زائد وجود دارد، دریافتیم که تخلیه این اشعه‌ها از طریق سجده کردن صورت می‌گیرد.
وی ادامه داد: بر اساس یافته‌های موجود، هر اندازه که محور طولی انسان کاهش یابد، میزان در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی قرار گرفتن او نیز کم می‌شود.
در زمان سجده کردن هم محور طولی انسان و هم به دنبال آن میزان تاثیرگذاری الکتریسیته‌ها کم می‌شود و سپس عمل تخلیه از طریق تماس پیشانی با زمین صورت می‌گیرد، البته در زمان سجده به دلیل آنکه دیگر نقاط بدن هم با زمین ارتباط می‌یابند، عمل تخلیه آسان تر انجام می‌شود و انسان از بیماری‌های روحی، جسمی و حتی سرطان در امان می‌ماند.
وی افزود: شیوه درست تخلیه الکتریسیته‌ی بدن به همان شیوه‌ای است که انسان در زمان نماز گزاردن دارد و به سوی مکه نماز می‌خواند، چرا که این حالت بهترین حالت است و شخص احساس آرامش و راحتی بیشتری خواهد داشت.

منبع:http://shahrokhr.blogfa.com





نوع مطلب : جالب و خواندنی، مذهبی، 
برچسب ها :


چهارشنبه 30 شهریور 1390 :: نویسنده : علی فرخی
الهی به امید تـــــــــــــــــــو...

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق ان شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

                                         گفت:یارب از چه خوارم کرده ای

                                         بر صلیب عشق دارم کرده ای

                                         خسته ام زین عشق دل خونم نکن

                                         من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو من نیستم

گفت:ای دیوانه لیلایت منم

در رگت پنهان و پیدایت منم

                                      سال ها با جور لیلا ساختی

                                      من کنارت بودم و نشناختی

                                      عشق لیلا در دلت انداختم

                                      صد تمار عشق یکجا باختم

کردمت آواره صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا بر نیامد از لبت

                                    روز  و شب او را صدا کردی ولی

                                   دیدم امشب با منی گفتم بلی

                                   مطمئن بودم به من سر میزنی

                                   بر حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش  بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا  کشته در راهت کنم

منبع:http://www.nininaz100.blogfa.com





نوع مطلب : مذهبی، موسیقی، 
برچسب ها :


دوشنبه 28 شهریور 1390 :: نویسنده : علی فرخی

حسرت

۱سال، 2 سال، 10 سال، 20 سال، 30 سال، بعد از 30 سال بالاخره من را از لابه لای کشو پیدا کردند وخاکی را که رویم جمع شده بود را با دستمالی پاک کردند. خوشحال بودم که بعد از سی سال از به وجود آمدنم مورد استفاده قرار میگیرم.

بعد از تمیز کردنم یاسر پسر بزرگ خانواده داد زد: محمد زود باش نوار رو بیار، داره آبرومون میره.

محمد هم با چشمی اشک آلود دوید و سریع من را به سمت یاسر پرت کرد.

یاسر هم مرا داخل ضبط صوت گذاشت و دکمه پخش را زد و صدای قرآنی فضای آنجا را پر کرد.

من که هنوز نمیدانستم قضیه از چه قرار است وقتی چشمهای نمناک و لباس مشکی اطرافیان را دیدم تازه دوزاریم افتاد و فهمیدم که کسی فوت کرده و الان ختم پدر آن خانواده است.

ناراحت بودم، نه از اینکه پدر این خانواده فوت کرده است، بلکه چرا بعد از 30 سال تازه دارند از من استفاده می کندد.

با این موضوع با هزار زحمت کنار آمدم ولی چیزی که مرا بیشتر عصبانی میکرد این بود که چرا کسی به قرآنی که من وسیله پخشش بودم توجهی نمیکرد و هر کسی کار خودش را انجام میداد.

دقت کردم که آیا کسی به این آیات قرآن توجه میکند؟ دیدم نه! انگار صدای قرآن آهنگ غم انگیزی است که طبق عرف و عادت باید در این مراسم پخش شود.

یک لحظه احساس کردم مردی میانسال در میان جمعیت به قرآن گوش میدهد و بلند بلند گریه میکند.خوشحال شدم که بالاخرا یک نفر در این مجلس پیدا شد که به سخن خدا گوش دهد.

خوشحالیم دوامی نداشت چرا که بعد از دیدن عکس آن مرحوم متوجه شدم آن مرد میانسال روح همان مرحوم است که فقط من او را میدیدم!

فریاد آن مرحوم هر لحظه بلندتر میشد..

ناراحت بودم که چرا او مرده و تازه دارد معنی این آیه را میفهمد:

کل نفس ذائقة الموت ثم إلینا ترجعون»

ِهر انسانی مرگ را می چشد، سپس به سوی ما باز
می گردید. (سوره عنکبوت، آیه 57).

اما افسوس که دیگر حسرت فایده ای ندارد

.........................................................................................................................................

*ای کاش قرآن را در تمام لحظات عمرمان جاری کنیم

*ای کاش قرآن خواندمان فقط در ماه مبارک رمضان پر رنگ نباشد بلکه در تمام ایام سال با قرآن مانوس باشیم

*ای کاش قرآن را فقط برای ثواب(پاداش) نخوانیم، بلکه برای صواب(معرفت) بخواینم.

*ای کاش به جای آنکه قرآن را زیاد بخوانیم و هیچ نفهمیم ،کم بخوانیم ولی با ترجه و تفسیر و تدبر بخونیم

منبع:http://www.bayadkarikard.blogfa.com





نوع مطلب : مذهبی، جالب و خواندنی، 
برچسب ها :


دوشنبه 28 شهریور 1390 :: نویسنده : علی فرخی

تحقیقاتی که توسط این دانشمندان برای پی بردن به حقیقت اعجاز علمی قرآن کریم انجام شده، در زمینه های مختلفی همچون حرام بودن ازدواج دو خواهر، عادت ماهانه زنان، روابط نامحرم میان افراد مختلف، روابط زناشویی و غیره بوده است.

به گزارش شیعه آنلاین، گروهی از دانشمندان آمریکایی که سال های سال در مورد مطالب علمی موجود در قرآن کریم بحث و بررسی و آزمایشات گوناگونی انجام داده اند، اخیرا اعتراف کردند که همه این مطالب علمی درست از آب در آمده و این ثابت کننده اعجاز علمی قرآن کریم است.

در همین راستا دکتر "جمال الدین ابراهیم" استاد علم سم شناسی در دانشگاه کالیفورنیای آمریکا و مدیر مؤسسه پژوهش های زیست محیطی در ایالات متحده آمریکا، طی اظهاراتی در این باره گفت: تحقیقاتی که توسط این دانشمندان برای پی بردن به حقیقت اعجاز علمی قرآن کریم انجام شده، در زمینه های مختلفی همچون حرام بودن ازدواج دو خواهر، عادت ماهانه زنان، روابط نامحرم میان افراد مختلف، روابط زناشویی و غیره بوده است.

وی در ادامه افزود: یکی از اصلی ترین مسائلی که برای این دانشمندان جالب بود، اشاره ی قرآن کریم به مدت زمان بارداری بوده که بررسی ها دقیق بودن آن را نشان داده است.

منبع: http://akbar-sony.mihanblog.com





نوع مطلب : جالب و خواندنی، مذهبی، 
برچسب ها :


چهارشنبه 23 شهریور 1390 :: نویسنده : علی فرخی
 
پیامک عید فطر
 
 

عید است و دلم خانه ویرانه، بیا

این خانه تکاندیم ز بیگانه، بیا

یک ماه تمام مهیمانت بودیم

یک روز به مهمانی این خانه بیا

عید سعید فطر مبارک

یا مهدی...



ادامه مطلب


نوع مطلب : مناسبت، سرگرمی، جالب و خواندنی، مذهبی، 
برچسب ها :


سه شنبه 8 شهریور 1390 :: نویسنده : علی فرخی
عید سعید فطر؛ روزپاداش
 
عید فطر یكى از دوعید بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن، احادیث و روایات بی شمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن وآشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگرامتناع ورزیده اند، اكنون پس ازگذشت ماه رمضان درنخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است...


ادامه مطلب


نوع مطلب : مذهبی، جالب و خواندنی، مناسبت، 
برچسب ها :


سه شنبه 8 شهریور 1390 :: نویسنده : علی فرخی

خدا به بنده گفت : بنده من یازده رکعت نماز شب بخوان .

بنده به خدا می گه :خدایا آخه من ...خسته ام  نمی تونم .

خدا: عیبی ندارد. دو رکعت نماز «شفع» و یک رکعت نماز «وتر» بخوان .

بنده: خدایا حال ندارم. برایم مشکله نیمه شب بیدارشم .

خدا: بنده من قبل از خواب این سه رکعت رو بخوان .  

بنده: خدایا سه رکعت زیاده.

خدا: بنده من فقط یک رکعت نماز «وتر» بخوان.

بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام  راه دیگه ای نداره ؟

خدا: بنده من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان فقط بگو: یا الله

بنده: خدایا من توی رختخوابم.اگر بلند شم خواب از سرم می پره.

خدا: بنده من همان جا که دراز کشیده ای بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرده  من نمی تونم دستام رو از زیر پتو بیرون بیارم  سردم میشه.

خدا: پس توی دلت بگو یا الله .ما نماز شب برات حساب می کنیم .

                                     *بنده اعتنا نمی کنه و می خوابه .

خدا به ملائکه می گه: ملائکه من ببینید من چقدر ساده گرفتم اما او خوابید...چیزی به اذان صبح نمانده. بنده من رو بیدار کنید. دلم برایش تنگ شده امشب با من حرف نزده .

ملائکه به خدا می گن: خداوندا او رو بیدار کردیم. اما او باز خوابید .

خدا به ملائکه می گه: ملائکه من در گوشش بگید خداوند منتظر توست. شاید بیدار شود.

ملائکه: پروردگارا  بازهم بیدار نمی شه.

                                                   * اذان صبح را می گویند

این بار خدا خودش به  بنده می گه: بنده ی من هنگام اذان هم بیدار نشدی. نزدیک  طلوع خورشیداست . بیدار شو  وبا من حرف بزن .نگذار نماز صبحت قضا شود .

                                                *خورشید از مشرق طلوع کرد

ملائکه به خدا می گن :خداوندا  نمی‌خواهی با او قهر می کنی ؟

خداوند به ملائکه می گه:او که جز من کسی را ندارد. شاید توبه کند ....

 ببین خدا چقدر به ما مشتاقه! ما با اینکه به او محتاجیم ولی .....

منبع: http://fatimapic64.blogsky.com





نوع مطلب : مذهبی، جالب و خواندنی، 
برچسب ها :


سه شنبه 1 شهریور 1390 :: نویسنده : علی فرخی
 چقدر نامردیم!!!

منبع: http://bayadkarikard.blogfa.com

شاهین به آرزویش رسید. بالاخره بعد از سالها انتظار توانست در سن 25 سالگی آماده سفر به ژاپن شود. رفتن به ژاپن آرزوی شاهین بود. در فرودگاه امام خمینی از تمام افراد خانواده و آشنایان خداحافظی كرد و سوار بر هواپیما شد.

زمانی كه شاهین برروی صندلی هواپیما نشسته بود مدام به این فكر می كرد كه من موفق ترین فرد بین اقوام و دوستانم هستم. آنها اگر كمی عرضه داشتند همراه من به این سفر می آمدند.شاهین در هواپیما به این فكر می كرد كه تا ساعتی دیگر هنگام رسیدن به كشور ژاپن معنای خوشبختی را حس خواهد كرد.

در همین افكار بود كه هواپیما تكان شدیدی خورد. تمام مسافران طبق معمول سفرهای هوایی كه داشتند، احساس كردند كه هواپیما با چاله ای در ابرها برخورد كرده است و مشكلی آنها را تهدید نمی كند...



ادامه مطلب


نوع مطلب : جالب و خواندنی، مذهبی، 
برچسب ها :


دوشنبه 31 مرداد 1390 :: نویسنده : علی فرخی

چقدر خنده داره که...

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به در گاه خدا دیر وطاقت فرساست ولی 90دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل برق و باد می گذره. 

چقدر خنده داره که 100هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم می یاد.

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما دو ساعت فیلم دیدن به سرعت می گذره.

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافه می کشه لذت می بریم واز هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا وخطابه ونیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم وآزرده خاطر می شیم.

چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن 100صفحه از پر فروشترین کتاب  رمان دنیا آسونه.

چقدر خنده داره که سعی می کنید ردیف جلوی یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صفهای نماز جماعت تمایل بیشتری داریم

چقدر خنده داره که همه مردم بدون این که به چیزی اعتقاد پیدا کنن ویا کاری در راه رضای خدا انجام بدن می‌خوان به بهشت برن

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو ازطریق پیام کوتاه یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگل انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی سخن وپیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم.

 این طور نیست ؟

دارید می خندید ؟                                               

دارید فکر می کنید؟       

 این حرفارو به گوش بقیه برسونید وازخدا سپاسگذار باشید که اوخدای اعلا ودوست داشتنی است.که با همه ناشکری بنده هاش بازم ما رو رها نکرده.پس یک یا علی بگوئیم وبرای او باشیم تا در آن دنیا شرمنده نباشیم.

آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفا رو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید به خاطر اینکه :

مطمئنید اون ها به هیچ چیز اعتقاد ندارند؟                                         

                           خنده داره ؟......نه تاسف آوره.

منبع: http://bayadkarikard.blogfa.com





نوع مطلب : طنز، مذهبی، جالب و خواندنی، 
برچسب ها :


دوشنبه 31 مرداد 1390 :: نویسنده : علی فرخی

آیا  ما  منتظر  ظهوریم ؟!

منبع: http://bayadkarikard.blogfa.com

- هر هفته هر مقداری حتی مبلغ اندکی بعنوان صدقه برای سلامتی حضرت کنار بگذار

- دعای برای تعجیل فرج حضرت بعد از هر نماز را از یاد نبر

-  10دقیقه دعای عهد هر صبح یه تجدید میثاقه با عزیزی بی مثال

- هر جمعه با یه صلواتم شده یادش کن که چقدر جاش خالیه و چقدر بهش نیاز داری

- ثواب کلیه کارهای خیرت رو بزار برای تعجیل در فرج حضرتش

- هر جا رفتی زیارت، به نیابت حضرت هم یه زیارت بکن

- در باب حضرت هر هفته یه کم به اطلاعاتت اضافه کن اگه با کتاب نشد با مطالعه یه پست

- خندت جائی باشه که حضرت اونجا شادن...



ادامه مطلب


نوع مطلب : جالب و خواندنی، مذهبی، 
برچسب ها :


دوشنبه 31 مرداد 1390 :: نویسنده : علی فرخی

دعائی برای رفع گرفتاری به نقل از امام زمان (عج) ـ آیت الله کشمیری

حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دعایی را به مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری یاد دادند تا در ایام گرفتاری‌های زندگی خوانده شود.

مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری از عرفای به نامی است که بزرگان او را قبول داشته و کراماتی از او نقل کرده اند؛ ایشان از وجود نازنین امام زمان یک دعایی را شنیده و نقل می‌کند که حضرت به من فرمودند؛ هر وقت به بن‌بست رسیدی این دعا را بخوان:

«یا مَن إذا تضایقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب الیه الأوهامُ صَلِّ على محمد و آل محمد و افتح لأموریَ المتضایقةِ باباً لم یَذهَب الیه وَهمٌ یا ارحم الراحمین».

در این دعا بر خداوند عرضه می‌داریم: « ای خدایی که وقتی حلقه‌های بلا به هم گره می‌خورد و انسان را در فشار قرار می‌دهد ؛ در این زمان دری را به روی بندگان باز می‌کند که فکر و وهم بشر هم به آن جا نمی رسید. خدایا صلوات خود را بر محمد و آل محمد نازل فرما و مرا که در بن بست گیر کرده ام، تو خودت راهی برایم باز کن که به عقل من نمی رسد».

منبع: http://goftomanedini.net

التماس دعا...





نوع مطلب : مذهبی، جالب و خواندنی، 
برچسب ها :


یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : علی فرخی


( کل صفحات : 3 )    1   2   3